با عرض سلام و تحیت بر تمامی رفقا !
اینجانب بدلیل مشغله های کاری شدید و فراوان٬ از فردا لغایت هفشده روز! (به همراه دو نفر از همکاران و دو کارت بنزین زاپاس!) به ترکستان سفر می کنم.
لذا٬
اولا: سفرم بی خطر ! سَرَم سلامت !!
دوما: سعی می کنم اگرچه از تهران دور می شوم٬ لیکن کما فی السابق با اینترنت نزدیکی کنم !
سوما: زندگی خرج دارد دیگر! سعی می کنم در اسرع وقت٬ عکس های مراحل تامین خرج ام را هم برایتان آپ کنم تا حالش را ببرید !
چهارما: ازگمی! نیستی ؟!
عکسی که مشاهده می کنید٬ محصول دوران جوانی مان است که از پشت صحنه ی معدن بنتونیت فعالی در حوالی کاشان گرفته شده است. تقابل سنت و مدرنیسم از نوع حاد را در این عکس ملاحظه می فرمایید !
لازم به ذکر است اگرچه در ظاهر٬ این دو موجود زبان بسته خیلی هم با یکدیگر تقابلی ندارند و سَمت و سوی نگاه پرمعنایشان! به یک نقطه ی مشترک خیره شده است٬ لیکن بر اساس مشاهدات عینی ِ نویسنده حقیر٬ استفاده از تکنولوژی بیل فهمیده! اعصاب مبارک جناب الاغ را شدیدا خط خطی نموده بود و آرامش سریع الفنایی! که در تصویر مشاهده می فرمایید را ایشان تنها برای حفظ فیگور عکس رعایت کرده بودند !

پ. نون: البته بر همگان واضح و مبرهن است که در معادن روباز٬ بیل های مکانیکی بجز تامین تکیه گاه جهت مهار طناب جناب الاغ٬ کاربردهای دیگری نیز دارند !
پروردگارا ! پناه می برم به تو از شر بدی ها. من را و اطرافیانم را حفظ بدار.
پروردگارا ! من را ببخش و به راه راست هدایت فرما. پروردگارا ! همین امشب من را آدم کن.
بالاخره نمردیم و بعد از (حداقل) ده دوازده سال٬ سر سفره ی افطار٬ ندای دعای شب عید فطر رو از سیمای آقا شنیدیم!
......
همانطور که عرض شد٬ امسال در اقدامی عجیب و بی سابقه! ماه شب اول شوال٬ سر وقت خودش دیده شد و (در اقدامی عجیب تر!) از دم افطار می دانستیم که فردا عید است! حق بدهید که جامعه اسلامی در کف کردگی مزمن به سر ببرد. سورپرایز باحالی بود. دمت گرم آقایم!
همچنین از قرار معلوم قرار است فردا به دنبال یک قرار قبلی٬ نسخه ی سهمیه سالیانه ی استفاده از مصلای پرشکوه! عباس آباد در سال ۸۶ پیچیده شود و برای یکبار هم که شده٬ بخشی از آن را پُر از آدمیزاد ببینیم. تبریک آقا! هم این٬ و هم عید.
بعد از گذراندن یک دوره ی رکود نسبتا طولانی در ارسال جُک های اس ام اس (بخوانید پیامک!) ای٬ در یکی دو هفته ی اخیر به برکت سریال های رنگارنگ سیما در ماه رمضان (و صد البته ذوق و استعداد وافر هموطنان عزیزمان!)٬ بازار اس ام اس های سرگردان! جان دوباره ای گرفت.
نکته قابل توجه٬ آثار روحی مثبتی است که اس ام اس هایی از این دست٬ بر حال و هوای درب و داغان این روزهای ایرانیان می گذارد و لحظاتی (ولو اندک)٬ کوتاه خنده ای بر لبانشان می آفریند.
اگر از اس ام اس های متعدد مربوط به طرح تعویض کالاهای فرسوده! و ماجراهای الیاس! بگذریم٬ در میان پیامک هایی که عید فطر را پیشاپیش تبریک گفته اند٬ این یکی از بقیه جالب تر بود:
«با تمام شدن ماه پربرکت رمضان٬ درهای رحمت خدا بسته می شود. از الان گفتم که لای در نمونی! عید سعید فطر مبارک!»
علیرغم میل باطنی بلاگفا٬ آخر سر هم این دل ما راضی نشد که پست منهدم شده ی چندشب پیش را بازنویسی نکنم. البته این بار کامل تر و (مثلا!) به سبک استانداردهای روز دنیاتر!
در این تست فنی٬ (که اول کار به این هدف شکل نگرفت و بعضا توفیق اجباری بود!) از اتومبیل های ۴تولید کننده ی برتر ژاپنی یعنی هوندا٬ تویوتا٬ میتسوبیشی و مزدا استفاده شده است. پس از معرفی عمومی و امتیازدهی به مشخصات هر خودرو٬ در انتها به دلیل تفاوت در سال تولید این خودروها از ضریب استاندارد تبدیل سال تولید خودرو استفاده شده و امتیاز نهایی ۴ همشهری بایکدیگر مقایسه گردیده است :
|
مشخصات عمومی |
HONDA
Civic
EL
1992 |
MITSUBISHI Galant
GLS
1993 |
TOYOTA
Camry
Xli
2005 |
MAZDA 3
Zoom Zoom
2007 |
|
حجم موتور (c.c.) |
1500 – 16V |
2000 – 8V |
2400 – 16V |
2000 – 16V |
|
قدرت موتور (اسب بخار) |
110 |
115 |
167 |
147 |
|
حداکثر سرعت (km/h) |
230 |
200 |
240 |
230 |
|
شتاب صفر تا صد (S) |
10.3 |
11.2 |
9.1 |
9.6 |
|
مصرف سوخت (Lit/100km) |
5.8 |
10.5 |
10 |
7 |
|
نوع گیربکس |
دستی پنج سرعته |
دستی پنج سرعته |
اتوماتیک چهار سرعته |
تیپ ترونیک چهار سرعته |
|
ظرفیت باک (Lit) |
45 |
60 |
70 |
55 |
|
امتیاز دهی امکانات و قابلیت های هر اتومبیل بر مبنای رانندگی انجام شده در شهر و جاده
تعریف امتیازها: (5: عالی 4: بسیارخوب 3:خوب 2: قابل قبول 1: ضعیف) |
|
عملکرد کلی (قدرت، شتاب و مصرف نسبت به حجم موتور) |
5 |
3 |
4 |
5 |
|
تجهیزات رفاهی |
2 |
3 |
5 |
5 |
|
تجهیزات ایمنی |
3 |
3 |
5 |
5 |
|
عملکرد ترمزها |
4 |
2 |
5 |
5 |
|
فرمان پذیری در پیچ های تند |
4 |
3 |
4 |
5 |
|
تسلط بر جاده هنگام رانندگی |
4 |
3 |
4 |
4 |
|
راحتی صندلی سرنشینان جلو |
4 |
3 |
5 |
4 |
|
فضای پای سرنشینان عقب |
2 |
3 |
5 |
4 |
|
فضای صندوق بار نسبت به اتاق |
3 |
4 |
5 |
4 |
|
طراحی خارجی |
4 |
3 |
3 |
4 |
|
طراحی داخلی |
4 |
3 |
3 |
5 |
|
عملکرد سیستم فنربندی خودرو |
3 |
4 |
5 |
5 |
|
ورود صدای موتور به داخل اتاق |
2 |
3 |
4 |
5 |
|
کیفیت ساخت قطعات تزئینی |
3 |
3 |
4 |
4 |
|
عملکرد کولر و بخاری |
4 |
4 |
5 |
5 |
|
جمع امتیازها |
51 |
47 |
66 |
69 |
|
ضریب تبدیل سال تولید خودرو
(بر مبنای استاندارد جهانی) |
15*0.025= 0.375
(37.5 %) |
14*0.025= 0.35
(35%) |
2*0.025= 0.05
(5%) |
--- |
|
امتیاز نهایی |
70.125 |
63.45 |
69.30 |
69 |
رتبه بندی نهایی :
۱- هوندا
۲- تویوتا
۳- مزدا
۴- میتسوبیشی
همانطور که انتظار می رفت٬ «هوندا موتورز» به درستی رتبه اول را در بین خودروسازان ژاپنی به دست آورد و بجز سربلندی در کل کل های درون شهری و لایی کشی های معمول مان! در این جدول علمی! هم مقتدرانه پیروز گردید!
پی اس ۱: هونداموتورز ممکن است به لحاظ کیفی تویوتا را رد کرده باشد٬ ولی (علیرغم تمام ارادتی که به هونداموتورز دارم) بدون شک از دید کمی٬ نه در بین خودروسازان ژاپنی٬ که در دنیا عنوان اول از آن تویوتاست.
پی اس ۲: رنکینگ انجام شده صرفا توسط اینجانب بوده و طبیعتا خالی از اشکال نیست.
پی اس ۳: توجه بفرمایید که تمامی سجایای مذکور! از آن خودروهای ژاپنی بود.
نتیجه اخلاقی : ای جاپون ، سرت سلامت !
امروز ساعت 6:28 صبح با اس ام اس یکی از دوستان از خواب بیدار شدم:
«تا بتن هست، زندگی باید کرد... 16 مهر روز بتن گرامی باد!»
آری! امروز روز بتن بود. پنجمین روز بتن. پنجمین همایش. پنجمین یادبود استاد مرحوم مهندس احمد حامی و اولین یادبود استاد مرحوم دکتر مهدی قالیبافیان. روحش شاد.

استاد فقید دکتر مهدی قالیبافیان

اهدای تاج گل به تندیس استاد

افتتاحیه همایش (آغاز به کار توسط هیات رئیسه)

دانشگاه تهران - بعد از همایش - ساعت ۲۱
پ. نون : ای کاش به بهانه ی آغاز سال تحصیلی٬ امروز٬ قدوم ناپاکی بر محیط پاک دانشگاه پرافتخار تهران پا نمی گذاشت٬ و یک امروز٬ دانشگاه را با عطر وجود استاد تنها می گذاشت..... ا
چه کسی می داند؟
که تو در پیله ی تنهایی خود٬ تنهایی....
چه کسی می داند؟
که تو در حسرت یک روزنه در فردایی....
پیله ات را بگشا !
تو به اندازه ی یک دنیایی !
با کلی ذوق و شوق مطلبی را تحت عنوان «ای جاپون ٬ سرت سلامت ! » که در آن به تست فنی اتومبیل های مزدا۳ و کمری ایکس ال آی پرداخته بودم ٬ نوشتم ٬ ولی هر دوباری که خواستم پستش کنم این بلاگفای لعنتی در کما به سر می برد و متاسفانه پست طولانی ام از بین رفت. امشب دیگر اعصاب ندارم. شب خوش.
اگر حضرات مملکتی٬ اول ماه رمضان را مطابق معمول اشتباه اعلام نکرده باشند (که گویا کرده اند) ٬ امشب شب بیست و سوم و آخرین شب از شب های قدر است.
در این شب ها٬ بحث رفتار شناسی مداحانِ نسبتا محترم در مجالس احیاء٬ نیاز به بازنگری اساسی دارد. صرفنظر از درستی یا غلطی ورود ملودی ترانه ها به متون بسیار سبک و ابتدایی مداحی های این روزها٬ حداقل کاری که این دوستان می توانند انجام دهند این است که از ملودی های شاد برای این متون استفاده نکنند. چیزی که متاسفانه سال گذشته و امسال خودم با گوش هایم شنیدم٬ اجرای مرثیه حضرت علی (ع) در ماه رمضان و مرثیه امام حسین (ع) در ماه محرم٬ بر روی ملودی ترانه های «نازی جون» ٬ «فقط یار» و از این دست بود. ظاهرا این بخش هم دچار عدم نظارت های معمول در کشور شده است. بخشی حساس٬ که مستقیما (درست یا غلط) با باورهای دینی مردم پیوند خورده است. وجدان خواب رفته ی حضرات هم که بحث جداگانه می طلبد.
در انتها از کلیه دوستان عزیز ٬ در آخرین شب احتمالی قدر٬ التماس دعا دارم.
یا حق!
۱) بالاخره تمام شد. به یاری خدا خوب هم تمام شد. نوزده و بیست و پنج صدم.
۲) به قول رفقا دیگر بهانه ای برای غر زدن ندارم!
۳) از تک تک دوستانی که در این مدت ۴-۳ ماه کذایی کمک حالم بودند صمیمانه سپاسگزارم...
--- از احمد و راهنمایی هایش و همراهی هایش و گل زیبایش سر جلسه ی دفاع.
--- از فصل تازه و همفکری هایش و انگیزه دادن هایش و جایزه های «زوم» دارش!
--- از دکتر نیکلاس علی لیبر بخاطر تمام زحماتش و زمان گذاری هایش و کمک هایش و کمک هایش و کمک هایش و کمک هایش.
--- از هادی (جلیلی) بخاطر اینکه با دکتر لیبر رفیق است!
--- از بهراد و تمام زحمت هایش قبل و بعد از دفاع.
--- از مجتبی که با سرچ هایش شرمنده ام کرد و در دفاع٬ سرافرازم...
--- از محمدرضا (ممد خودمان) که از ینگه دنیا پیگیر کارم بود و با تماسش خوشحالم کرد...خیلی.
--- از احسان (نظری) که در سربازی هم دست از سر ما بر نداشت و کمکمان بود!
--- از علی (شکوهی) که از کارش مرخصی گرفت! بخاطر من.
--- از علی (کریمی) که از همان اوایل کمک ها و راهنمایی های ارزنده ای داشت.
--- از ازگمی که همیشه می خنداندمان فراوان!
--- از همه ی اساتید خوبم به خصوص جناب آقای دکتر محمد شکرچی زاده عزیز.
--- از همه ی کارشناسان٬ تکنسین ها و پرسنل انستیتو مصالح ساختمانی٬ آموزش و تحصیلات تکمیلی دانشکده
--- از همه ی همه ی همه ی دوستان خوبم که پیگیر ماجرا بودند و الان حافظه ام یاری نمی کند که با اسم ازشان تشکر کنم...
--- و... از مادرم و پدرم.
۴) یک فصل دیگر از تحصیلم در دانشکده فنی دانشگاه تهران هم تمام شد. الان احساسم این است که یک «اولترا بچه فنی» یا «سوپر بچه فنی» شده ام ! همین که من مثل رفقای محترمم که بسی خیانت کردند و فصل دوم تحصیلشان به فنی نارو زدند! نکردم٬ و در خدمت فنی ماندم٬ بر احساس غرورم از «بچه فنی» بودن اضافه می کند....
۵) اتمام تحصیل در دانشکده ی پرغرور فنی٬ دلیلی بر «بزرگ» شدن نیست! من همیشه «بچه» ام!! یک «بچه فنی» ی وفادار و یک دوستدار «فنی».
«بررسی کاربردبتن سبکدانه در ساخت پوشش نگهداری سگمنتی تونل ها»
دوشنبه ۹/۷/۱۳۸۶ - ساعت ۱۴:۳۰ - دانشکده مهندسی معدن - کلاس ۶
بدینوسیله از کلیه دوستان محترم دعوت می شود در مراسم دفاع پایان نامه این حقیر حضور بهم رسانده و در کاهش اثر نیش مهلک داوران نه چندان محترممان یاری رسانند !
گفتنی است قبل٬ در حین٬ و یا بعد از جلسه دفاع (حداقل تا یکهفته بعد!) هیچگونه اطعمه و اشربه مجاز یا غیرمجاز اعم از رانی و شانی و هایپ و قس علیهذا٬ توزیع نشده و دوستان تنها می توانند در خلال جلسه و بعد از آن٬ به تقویت بنیه علمی خود مشغول باشند!
خدا رو شکر...
خدا رو شکر دیشب٬ میم الف در اطلاعیه ای از ملت شهیدپرور٬ «متواضعانه»!! درخواست کرد امروز که از نیویورک بر می گرده ایران٬ کسی نره فرودگاه استقبالش !!!
خدا رو شکر. خدا رو خیلی شکر! چون من امروز هم مجبورم زیر دیش دانشگاه تهران باشم و درحال آماده کردن فایل پرزنتیشن. اگه محمود جان این درخواست رو نمی کرد٬ همیشه عذاب وجدان داشتم که چرا نتونستم برم استقبال اش ؟! خدا رو خیلی خیلی شکر...
البته محمود آقا گفتن که «مردم بهتره به جای اومدن به استقبال٬ برن در مساجد»!!! و به تقویت «بنیه معنوی» شون مشغول بشن!!! ولی ما هم که بنا به گفته ی مادرمان٬ تحصیل علم را کم از عبادت نمی دانیم٬ اینجا مشغول عبادت از نوع آفیس ۲۰۰۷ هستیم!
پ. نون. : این بیانات محمود آقا٬ هیچ ارتباطی به وجود توهم در وجود نازنین ایشان! نداشته و فقط مربوط به وجود عقده حقارت و تمایل به خود برتربینی مزمن می باشد! لطفا اشتباه نفرمایید.
اول- «بزرگترین هدف من در این دوره از وزارت٬ رونق بازار مسکن و سهولت خرید ملک توسط قشر کم درآمد است.» (سعیدی کیا٬ وزیر مسکن و شهرسازی - سخنرانی در مراسم معارفه اش - ۱۳۸۴)
دوم- «تنها راه حل علمی و عملی افزایش قدرت خرید مردم در بخش مسکن٬ همین وام های ۱۰ میلیون تومانی است.» (سعیدی کیا - مصاحبه مطبوعاتی - ۱۴/۵/۸۵)
سوم- «وجود گرانی در بازار مسکن توهمی بیش نیست. این شایعه ها در راستای تخریب عملکرد دولت نهم است.» (بازهم سعیدی کیا - ۲۵/۲/۸۶)
چهارم- «شاید عدم وجود مطالعات کارشناسانه در باره وام های ۱۰ میلیونی مسکن یکی از دلایل اغتشاش در پرداخت آنها و تاثیر گذاری غیرمستقیم در بالا رفتن قیمت مسکن بوده باشد.» (آقای وزیر محترم - مصاحبه مطبوعاتی - ۳/۵/۸۶)
پنجم- «مردم از دولت انتظار خانه دار شدن را نداشته باشند.» (خود خود سعیدی کیا - همین دیروز)
حالا هی این رفقای ما به میم الف مادرمرده گیر می دهند که چرا توهم دارد؟! یکی نیست بیاید این پیر وزرای نهم را جمع و جور کند...
گردش ۱۸۰ درجه ای یک جمله ساده در عرض ۲ سال و اعلام قبل و بعد آن (با مقادیر معتنابهی رو) در جراید٬ کار هرکسی نیست.
بالاخره امروز٬ دادن هایمان (تا حدودی) تمام شد!!
بعداز ۳ روز پیاپی تایپ و ترجمه و تحلیل داده ها و از این دست کارهای سیاه! بالاخره دیروز و امروز دادن نسخ پایان نامه به اساتید راهنما و مشاور و داور داخلی و داور خارجی و مهمان و قس علیهذا تمام شد و توانستم سری به اینجا بزنم!
جهت اطلاع عموم٬ روز دوشنبه هفته آینده مورخ ۹ مهرماه٬ دفاعیه این حقیر٬ آماده ی دفاع است! ساعت و محل دفاع متعاقبا اعلام خواهد شد.
گفتنی است اینجانب از انجام هرگونه پذیرایی معذور بوده و دوستان محترم لطفا تنها به قصد استفاده از مطالب علمی تشریف فرما شوند!