سعدیا ! دیدن زیبا نه حرامست٬ ولیکن
نظری گر برُبائی٬ دلت از کف برُباید ....
آخوندهای نه چندان محترم٬ تا بحال وارد معدن و معدنکاری نشده بودند که خدا رو شکر در چند ماه اخیر٬ شاخک های شان (سنسور اسبق!) در این مورد نیز فعال شده و برای تصاحب این قسمت از مملکت هم به تکاپو افتاده اند. (ر.ک. سازمان های صنایع و معادن استان ها٬ معاونت معدنی)
تاکنون دردمان فقط ثبت محدوده های معدنی به نام چوپان های محترم بود٬ ولی از حالا به بعد٬ بجز قشر زحمت کش چوپانان مقیم مرکز استان ها٬ ائمه جمعه و حضرات آیات نیز به این جماعت اضافه شده اند تا عملا سهم مالکیت مهندسین معدن و زمین شناسان از محدوده های معدنی٬ به حداقل کاهش یابد.
وا اسفا.
بازهم آمدم در همان کافی نتی که کامنت قبلی ام هم تولید اش است. شهرستان خوی. کافی نت آبی نت. با نهایت ناامیدی آمدم چون فکر نمی کردم باز باشد. ولی باز بود و قسمت بر این بود که به بلاگم سری بزنم!
اینجا هوا سرد شده است. مخصوصا شب تا صبح هایش. امروز صبح ساعت ۷ ٬ آب شیشه شور ماشین در حین استفاده از برف پاک کن یخ زد !! بادهای شدید٬ برودت هوا را بیشتر می کند.
اینجاکه هستی از خیلی چیزها خبری نداری.... مثل رای اعتماد دادن نمایندگان نه چندان محترم مجلس به دو فروند وزیر جدید میم الف٬ یا مثل باخت فجیع سپاهان به تیم جاپونی. البته دوست داری که از روند پیشرفت پرونده ی دستگیری فلاحیان و محسن رضایی ٬ توسط اینترپل اطلاع حاصل کنی و از تحقق سخنان اخیر سخنگوی دولت خطاب به آمریکا برای اعلام صریح تمایل اش به مذاکره با ایران! خبر جدیدی بشنوی .... ولی مجبوری صبر کنی تا پایت به تهران برسد و بهتر بتوانی اخبار مملکت دوست داشتنی ات را پیگیری نمایی.
ارادتمند تمامی رفقا.
۱- سلام!
۲- دیدید رفقا ؟ بالاخره وقت کردیم و سر ماشین عزیزمان را به سمت کافی نت ای کج کردیم و این بلاگ مهجورمان را آپ کردیم و دل دوستان مان را خوشحال کردیم! و از نگرانی خارج کردیم .... و البته همه ی این کارهای گُنده گُنده را در دیار غربت کردیم !
۳- امروز بالاخره بعد از مدت ها گذر ایام در استان آذزبایچان غربی (و شهرهایش)٬ چند ساعتی وقت آزاد پیدا کردم. بلافاصله آمدم به کافی نت و این پست را گذاشتم تا اعلام وجودی کرده باشم ! متاسفانه چون کابل رابط دوربینم همراهم نیست نمی توانم عکس های مراحل کاری ام در اینجا و البته طبیعت بسیار زیبای آذربایجان را برایتان آپ کنم ولی این قول را می دهم که در اسرع وقت از خجالت همگی درآیم٬ مخصوصا ازگمی عزیزم!
۴- بجز مشکلات بالفعلی که در ادارات و سازمان های اینجا سد راهم می شوند و مشکلات بالقوه ی کار اجرایی و تولیدی در مملکت اسلامی (که در کمتر از آنی٬ به حالت بالفعل در می آیند)٬ ملال دیگری نیست. البته ملال دوری کلیه ی رفقای محترم هم محفوظ است !
۵- احمد آقا ! یه کم تحویل مان بگیر. دل مان ترکید! (به کسر ت و ر !)
۶- یاحق!
ظاهرا کلیه عوامل دشمن! دست به دست هم داده اند که نگذارند یک قُلُپ آب زلال راحت از این گلوی ما پایین رود و نتوانیم یک چند صباحی با خیال راحت با رفقای مان اختلاط کنیم. هنوز نیامده ٬ سفر بعدی پیش می آید و ....
زود بر می گردم !
سلام.
تاخیر بنده را بابت دیر آپ کردن (که شدیدا از آن متنفرم!) بپذیرید. هفته ی گذشته بلافاصله بعد از آن مسافرت کذایی (که به قول ازگمی عزیز٬ خطر بزرگی از بیخ مان رد شد!) و بعد از آن حادثه برای لب تاپ مان٬ مجددا سفر دیگری پیش آمد که تا دیروز ما را به خود درگیر نمود. این است که خواستیم اولا پوزش بطلبیم و ثانیا وعده ی چند گزارش خوب از سفرهای مان را بدهیم٬ به زودی...
یا حق!
اگر بعد از ۱۰ روز از سفر برگردی و با ذوق و شوق هرچه تمام تر بروی سراغ لب تاپ دیزلی ات تا کانکتِ بلاگفا شوی و مطلب آپ کنی و به دوستان محترم عرض ارادت نمایی٬ ..... ولی به دلیل شوق زیاد و ذوق وافر! سیم مودم را اشتباها در پریز برق فرو نمایی و دود از کله ی لب تاپ ات دربیاوری٬ حال و روزت بهتر از اینی که الان من دارم نیست....
دیشب همان اتفاقی که عرض شد افتاد و امشب (بالاجبار) با استفاده از کامپیوتر قاچاقی توانستم تنها لحظاتی برای نوشتن این سیاهه کانکت شوم.
زت زیات !!