تبليغاتX
بچـــه فنـــی


قضیه ی مدرک جعلی دکتر!! علی کردان٬ (با عرض شرمندگی)وزیر جدید کشور از آنجا مطرح شد که وي از روز سه شنبه هفته گذشته تاکنون از ارائه اصل مدرک به افکار عمومي امتناع مي کند و همچنین هیچگونه پاسخي به استعلام هاي احمد توکلي و چند تن از اصولگرايان از دانشگاه آکسفورد، داده نشد.
این در حالی است که احمدی نژاد چندروز قبل برای رای اعتماد گرفتن وزیر دردانه اش در مجلس٬ از اعتبار رهبری نزد برخی نمایندگان استفاده کرد و از تایید ضمنی کردان توسط رهبر سخن راند.
براساس اسنادي که احمد توکلي در سايت الف (منتسب به خود) منتشر کرده حتي نام فردي که پاي مدرک دکتراي کردان امضا زده هم در دانشگاه آکسفورد وجود خارجي ندارد! حتي توکلي در راهروهاي پارلمان اين سوال را مطرح مي کرد که چرا کردان به جاي تهديد رسانه ها، جواب اين استعلام ها را نمي دهد. توکلي با ابراز تعجب از نامه تهديدآميز وزارت کشور به رسانه ها جهت متوقف کردن بحث در مورد «صحت مدرک» از کردان خواست به جاي اين گونه فرافکني ها به دفاع از مدرکش بپردازد: «مدرک ايشان اعتباري ندارد. رسانه ها از حق قانوني استفاده مي کنند و حتي وزارت کشور حق ندارد رسانه يي را به خاطر طرح عدم صحت مدرک وزير کشور مورد تهديد قرار دهد. به هر حال افکار عمومي حق طرح اين سوال را دارند و به جاي اين حرف ها، تصوير مدرک را منتشر کنند.»
در این خصوص احمدی نژاد گفت: «این کاغذپاره ها برای من اهمیتی ندارند!! و ملاک کار من٬ خدمتگزاری ایشان است.»

مرتبط:  +  و  +  و  +  و  +  .

----------------------------------------
بعد از تحریر:
وب سایت خبری تحلیلی «الف» متعلق به احمد توکلی (که نامه نگاری ها درخصوص صحت مدرک کردان با دانشگاه آکسفورد را انجام داده است و مطالب مرتبط فوق نیز به همان اختصاص داشت) در اقدامی قابل پیش بینی توقیف شد.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 14:25 توسط بچه فنی |


پانزده ماه٬
یکصد هزار تا٬
یه بوس نه چندان کوچولو!

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 13:54 توسط بچه فنی |


۱- همیشه در نظرم «نامرد» بدترین حرف و بدترین فحشی بوده است که می توانسته ام از کسی بشنوم (یا به کسی بدهم). اینقدر بار منفی این کلمه در نگاه من زیاد است که در مقابل آن نمی توانم عکس العملی نشان ندهم. یک جورهایی عکس العمل من نسبت به این کلمه غیرقابل کنترل است. با تمام وجودم از آن بیزارم.

۲- از نظر من دروغ یک نوع نامردی است. دزدی یک نوع نامردی است. خیانت یک نوع نامردی است.
بهتر بگویم...به نظر من٬ یک انسان می تواند دروغ بگوید ولی دروغ نامردانه ای نگوید. می تواند دزدی بکند ولی نامردی دزدی نکند. می تواند خیانت بکند ولی نامردی خیانت نکند... از اعتماد طرف مقابل اش به طور ناجوانمردانه و نامردانه سوء استفاده نکند و بگذارد اندکی حس نوع دوستی در طرف اش باقی بماند...

۳- خیلی احساس بدی است که به یک نفر به غایت اطمینان داشته باشی و روی اسم اش قسم بخوری و اندکی هم احتمال ندهی نامرد باشد٬ ولی او در نهایت «نامردی»٬ نامردانه از تو دزدی کند و برود. در زمان سختی، در نهایت جوانمردی و سادگی (احتمالا همان خریت) دستش را بگیری و در هنگام جبران، او (حتی) تلفن همراه اش را هم واگذار کند!

۴- اعتقاد دارم که کسی اگر فقط «وجدان» داشته باشد٬ هرگز «نامرد» نمی شود. سخت بر این باورم. مطمئنم بی وجدانی (و نامردی) آدم را زمین می زند.

۵- چیزی به جهان به ز جوانمردی نیست                   رسوای زمانه باش و «نامرد» نباش...

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 0:5 توسط بچه فنی |

 

همیشه از خدا خواسته ام تا آنجایی بزرگ و موفق ام کند که جنبه ی پذیرش اش را داشته باشم. اعتقاد قلبی ام این است و به نظرم تمامی هنرمندان، ورزشکاران و به طور کلی کسانی که به نحوی با عموم مردم سر و کار دارند و مورد توجه ویژه ی ایشان هستند می بایست اینگونه باشند. این مطلب را اگر در تعریف برخی واژه ها داخل کنیم، آنگاه فاصله ی بسیار زیاد «پهلوانی» از «قهرمانی» آشکار خواهد شد. پهلوانی فقط یک واژه نیست... یک ارزش است . یک روحیه ی خاکی است. یک دنیا معنی دارد که همه مان درک اش می کنیم و به خوبی آنرا متوجه می شویم.

اما این روزها دلگیر می شوم زمانی که می بینم بسیاری از قشر مذکور هستند که اینگونه رفتار نمی کنند و با بزرگ و بزرگ تر شدن شان، نه تنها به ظرفیت شان اندکی اضافه نمی شود که به اصطلاح خود را گم می کنند...

بهتر می دانم قبل از حسین رضا زاده٬ قهرمان سنگین وزن جهان٬ به ابراهیم میرزاپور دروازه بان اسبق تیم ملی فوتبال اشاره کنم. دروازه بانی که گرچه ضعف های غیرقابل انکارش لطمات بسیاری به تیم می زد اما اگر کمی روحیه ی پهلوانی می داشت و مثل پیشکسوت هایش (همچون احمدرضا عابدزاده) به اصطلاح «خاکی» تر بود شاید در اذهان فوتبال دوستان جاودانه می شد. همو بود که در انواع تریبون های ورزشی (اعم از صدا و سیما، نشریات مختلف و سایت های خبری)، علی الدوام از مشکلات مالی خویش و عدم توجه فدراسیون و مسوولان امر به این «چهره ی مردمی» داد سخن سر می داد. طرح موضوعات اینچنینی اگر محدود به یکی دو نوبت شود نه تنها بد نیست، که می تواند به منزله ی تلنگری به مسوولین تلقی شود اما ادامه دار شدن اینگونه بحث ها قطعا نتیجه ای بجز خروج شخص مورد نظر از اذهان عموم مردم نخواهد داشت.

متاسفانه هرکول ایرانی هم در این سال های آخر عمر ورزشی اش چنین شیوه ای را پی گرفت و علیرغم عنایات فدراسیون وزنه برداری و حتی تفقدات! روزافزون رهبری به خود و خانواده اش، بازهم داد مشکلات مالی و عدم توجه به این «فرزند خاکسار ملت ایران» سر می داد. حتی این اواخر به این نیز بسنده نکرد و با انجام تبلیغات مختلف در شبکه های مجاز و غیرمجاز مختلف پا را فراتر نهاد.

حتی در بهترین حالت، اگر فرض کنیم (به دنبال صدور بیانیه ممنوعیت حضور چهره های ورزشی و سینمایی در تبلیغات) قضیه ی خداحافظی اجباری اش از دنیای ورزش آنهم در آستانه ی مسابقات المپیک 2008 پکن فرمایشی نبوده باشد و نامه نگاری تیم پزشکی با او سیاه بازی نباشد، این روزها قهرمان مسلم ایرانی با دو مدال طلای المپیک در اذهان عمومی مردم جایگاه اش را از دست داده است. ای کاش او هم کمی خاکی تر می بود و با اضافه شدن افتخاراتش کمی به ظرفیت پذیرش اش هم اضافه می شد و پس از 15 سال تلاش بی وقفه برای سربلندی نام کشورش، نام خودش را نیز همیشه در اذهان به عنوان یک «پهلوان» و نه فقط یک «قهرمان» جاودان می کرد. ای کاش او کمی قدر روزهای اوج اش را می دانست و در حساب و کتاب های مالی اش، بجز سکه های دریافتی از نهاد رهبری و فدراسیون، برای نامه و نگاه ویژه ی رهبری (که هر کسی را نشانه نمی رود!) نیز پرونده ای باز می کرد. ای کاش اندکی مرام پهلوانان را پیش می گرفت. ای کاش می توانستم او را همانند چند سال پیش دوست بدارم و او را هم در کنار تختی اسطوره بدانم. ای کاش...

  

لینک مرتبط:  +  و  +  و  +  .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 13:56 توسط بچه فنی |


علی جان تسلیت !
غم جدایی پدر غم بزرگی است. من را هم در غم ات شریک بدان.

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 11:22 توسط بچه فنی |


یک پدر یاسوجی که همسرش در مراسم استقبال از رییس جمهور وضع حمل کرد!٬ به یمن ورود رییس جمهور٬ نام پسر تازه به دنیا آمده اش را «محمود» گذاشت. به گزارش خبرگزاری رایحه ی خوش٬ این حادثه در جریان یازدهمین سفر از دور دوم سفرهای استانی رییس جمهور اتفاق افتاد. همچنین این پدر محترم که به هیچ عنوان نخواست نام اش فاش شود در گفتگو با این خبرگزاری گفت: «ای آقا! شما هم چه گیری دادی ها! مهم٬ این نامگذاری باشکوهه و البته اسم پسرم٬ که مزین به نام زیبای دکتر احمدی نژاد شده... دیگه به اسم خود ما چه کار داری؟!»
بر اساس اخبار رسیده از استان کهگیلویه و بویر احمد٬ «محمود محمودزاده» مدیرعامل خبرگزاری رایحه ی خوش که به دلیل حساسیت سفرهای استانی و لزوم انعکاس کامل رویدادها و پوشش خبری کافی این سفرها٬ تاکنون در تمامی سفرهای استانی رییس جمهور حضور داشته است به دنبال وقوع این حادثه شخصا به دیدار این پدر فداکار رفته و شرح ماوقع را از زبان وی اینگونه نقل می کند: «قرار بود دکتر احمدی نژاد ساعت ۱۰ قدوم مبارک اش رو روی خاک تشنه ی شهرمون بزاره اما نمی دونم چرا دیر کرد؟ ما هم مثه بقیه ی همشهریای دلیرمون به اتفاق خانواده از ساعت ۸ صبح در خیابون اصلی منتظر ورود ایشون بودیم. کم کم آفتاب بالاتر اومد و هوا گرم تر شد. این خانوم ـ ما قرار بود چند روز دیگه بچه ی سیزدهم مون رو به دنیا بیاره و باید در منزل استراحت می کرد اما نتونست این فرصت استثنایی برای زیارت دکتر احمدی نژاد رو از دست بده. برای همین هم با ما به مراسم استقبال اومد. اما چون رییس جمهور محترم با کمی تاخیر به شهر ما وارد شد و گرمای هوا هم هی بیشتر می شد گرما توی ورود بچه تاثیر کرد و خود به خود به دنیا اومد! من تا اومدم به خودم بجنبم دیدم آقای دکتر هم وارد شهرمون شد. زود از سمت خانم ها پرسیدم بچه پسره یا دختر؟ اونها هم چون گیج شده بودن٬ اون چیزی که باید پیدا می کردن رو دیر پیدا کردن! و با یه کم تاخیر بهم گفتن که پسره. منم به برکت قدوم مبارک رییس جمهور محبوب مون اسم محمود رو واسه ی پسرم انتخاب کردم. به نظرم این انتخاب یک انتخاب الهی بوده. چون مگه می شه دقیقا ۱۰ دقیقه قبل از ورود یه انسان پاک به شهرمون در مراسم استقبال ازش بچه ام  به دنیا بیاد؟ من از این اتفاق بسیار خوشحالم و بچه ام رو  و برکت این اقدام ام رو به رییس جمهور عزیزم تقدیم می کنم.»
محمود محمود زاده مدیرعامل بزرگترین خبرگزاری ایران٬ که همچنین از شنیدن چندین و چند باره ی اسم  زیبای خودش به وجد آمده بود٬ در انتهای گزارشی که در این باره برای خبرگزاری متبوعش فرستاد تاکید کرد: «کلیه ی اخباری که از دعوای مادر و پدر این کودک پس از اقدام پدر به این نامگذاری مبارک منتشر شده است کذب محض می باشد و مادر این کودک هم اکنون از این اقدام بسیار راضی است.» پیش تر اخباری مبنی بر نارضایتی شدید مادر محمود کوچک از این نامگذاری به گوش می رسید. مادر این محمود گفته بود: «باید یه جوری نحسی ـ سیزده رو از روی سر این بچه ور می داشتیم... نه اینکه یه اسم نحس هم بذاریم روش...»
همچنین خبرگزاری رایحه ی خوش در خبری جداگانه که لحظاتی پیش بر روی آنتن فرستاد از کمک نقدی قابل توجه رییس جمهور به این خانواده ی یاسوجی برای تهیه ی پمپرز محمود کوچولو خبر داد.

--------------------------------------------
(دو روز) بعد از تحریر: جهت تنویر افکار عمومی لطفا ر.ک. کامنت شماره ی ۱۶.

+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 17:41 توسط بچه فنی |
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی