تبليغاتX
بچـــه فنـــی


نهست (Nahast):
نه هست! نه است. نیست!! غیبت. از احمقانه ترین کلمات رایج در ارتش که در زمان عدم حضور افراد استفاده می شود. معمولا با فعل «کردن» همراه می شود و برای اعلام غیبت یک تحت آموزش به کار می رود. ساده ترین تنبیه اش اضافه خدمت به میزان 3 روز و سخت ترین تنبیه اش نیز 1 روز زندان است. کاربرد در جمله: «امروز ل.و. امید ورهرام نهست کرده» یعنی: امروز امید ورهرام غیبت دارد و به پادگان نیامده است.

مرخصی (Morakhasi):
تنفس. تجدیدقوا. ورود به تمدن. دیدن شهر و (زیبایی هایش!). بهانه ای برای انجام کارهای عقب مانده. حق مسلم یک تحت آموزش که البته در دوره ی آموزشی معمولا به او داده نمی شود. مرخصی گرفتن در دوره ی آموزشی پروسه ای پیچیده دارد که از یک تحت آموزش خوب بودن آغاز و به دودستی خاراندن پاچه های افسران آموزش، فرماندهان گروهان، گردان و هنگ ختم می شود. معمولا بچه های تهران اگر نگهبان نباشند عصر پنجشنبه و روز جمعه (و روزهای تعطیل رسمی) را مرخصند. ترکیبات:
-- مرخصی ساعتی: بیگاری. سوءاستفاده. هنگامی که چندساعت از روز را برای انجام امور محوله از طرف پادگان (معمولا خرید یک کالا) به یکی از تحت آموزش ها مرخصی بدهند.
-- مرخصی شبانه: منت! مثلا مرخصی. دانشجو تا پس از خروج از پادگان بیاید به 2 تا کارش برسد و یا در این ترافیک قصد منزل رفتن بکند مرخصی اش تمام شده است و باید در منزل فقط بخوابد تا صبح زود روز آموزش بعد.
-- مرخصی روزانه: شیوه ی شناسایی خواص از عوام. چیزی با ارزش که دست هرکسی نمی دهند! بهترین نوع مرخصی که ذکرش در بالا رفت. از مهمترین دلایل نسبتا موجه برای اخذ این نوع مرخصی، داشتن آزمون استخدامی، داشتن همسر باردار!، داشتن پدر، مادر و یا فرزند مریض است.
-- دفترچه ی مرخصی: محبوب ترین دفترچه ی تمام طول زندگی! دفترچه ی آبی رنگ کوچکی که علیرغم آبی بودن اش محبوب است. دفترچه ای که در آن ساعت خروج و ورود مجدد تحت آموزش به پادگان، شهر محل تردد و علت خروج مشخص گردیده و هنگام خروج و ورود دژبان آنرا کنترل می کند.

بهداری (Behdaari):
مریض خانه. درمانگاه. محل آموزش طبابت پ.و. های محترم! محلی که درآن هر بیماری ـ حاد یا مزمن تحت آموزش ها با بروفن،پنی سیلین، دگزا و استامینوفن باید مداوا شود! از محبوب ترین ساختمان های پادگان (بعد از بوفه) که دانشجو به بهانه ی رفتن به آن می تواند از شر صبحگاه یا یک ساعت ورزش صبحگاهی راحت شود. تنها جایی در پادگان که فیلم بازی کردن (تمارض) در آنجا نتیجه بخش است و تحت آموزش می تواند به همین بهانه برای چند روزی معاف از ورزش یا رژه، معاف از استفاده از پوتین، معاف از شرکت در مانور بدنی و... شود.
در حالت خوب فیلم بازی کردن، رفیق بودن با دکتر شیفت بهداری ویا اوضاع واقعا حاد بیمار!  دانشجو می تواند توسط «برگه اعزام (به بیمارستان)» از پادگان خارج شده و آن روز را حالش را ببرد!

اعزام (E’zaam):
اعزام به بیمارستان (ارتش)، مرخصی روزانه!، قانونی ترین راه خروج از پادگان در ساعات اولیه ی روز بدون ثبت نهست و شمول تنبیهات. دردهای قلب، کمر، دستگاه گوارشی، پا و جراحات سنگین از مهمترین دلایل اعزام است. یک تحت آموزش برای گرفتن (برگه ی) اعزام  می بایست مراحل زیر را طی کند:
1- از ساعت 6 صبح بازی در فیلم اعزام! را شروع کرده و با همین شیوه اسمش را در لیست روزانه ی افراد متقاضی حضور در بهداری گروهان خود ثبت کند.
2- ساعت 6 و نیم در صف پذیرش بهداری زنبیل بگذارد.
3- ساعت 7 که پذیرش شروع می شود با توکل به خدا، انجام بازی خوب، خواندن انواع ورد ها و دعاهای ممکن و البته زدن مخ دکتر حاضر در بهداری، موافقت وی را برای صدور برگه ی اعزام جلب کند.
4- دانشجوی فوق الذکر با این شیوه حداکثر تا ساعت 8 صبح از پادگان خارج خواهد شد!

------------------------------------------------
* مدتی است مرکز آموزشی ۰۱ نیروی زمینی ارتش به «مرکز آموزشی شهدای وظیفه» تغییر نام پیدا کرده است. لیکن همان عنوان «صفر یک» مصطلح تر و زیباتر می باشد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 8:57 توسط بچه فنی |



+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 11:44 توسط بچه فنی |



منوچهر احترامي طنز‌پرداز٬ شاعر و نويسنده‌ي پيشكسوت ایران٬ نيمه‌شب گذشته در سن 67سالگي بر اثر نارسايي قلبي از دنيا رفت.
خبر کوتاه است و سنگین.
عباسحسیننژاد نوشت: «منوچهر احترامی رفت که دیگر چشمش به ما نیفتد!».
احمد صداقت نوشت: «یک قرن سکوت به احترام منوچهر احترامی».
روح ات شاد استاد.

مرتبط:  +  و  +  و  +  و  +  .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 23:0 توسط بچه فنی |


۱- بالاخره خاتمی آمد. علیرغم استقبال عمومی از حضور خاتمی ولی همه ناامیدند از روند کاری رییس جمهور آینده. ویرانه را آباد کردن کاری است بس مشکل!
تحلیل هایی که این روزها راجع به حضور میرحسین در کنار خاتمی و همچنین کنار رفتن یا ماندن کروبی نوشته می شود خواندنی است. پاتک تخریبی کیهان هم شروع شد.

۲- این دهه ی فجر٬ امسال به یه دردی خورد برای ما! به برکت روزهای حماسه آفرین دهه ی فجر در پادگان خبری از شامگاه و پایین آوردن پرچم نبود و ایشان دایما در حال احتزاز بودند.

۳- یک بار اگر از درس خواندنمان پشیمان شده باشیم الان است! از فردا به مدت ۴-۳ روز کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه های سراسری در شهرهای مختلف برگزار می شود و بر و بچه های ل.و. از این فرصت برای گرفتن مرخصی چندروزه استفاده ی خوبی بردند. ما هم می مانیم تا بیش از پیش پادگان را  دریابیم!

۴- اوضاع کاری و مالی شرکت ها روز به روز بدتر می شود. روند نزولی که از تابستان امسال شروع شده بود با رسیدن روزهای شوم اسفندماه بدتر و بدتر نیز خواهد شد. کجایی نقدینگی که یادت بخیر!

۵- کم کم دارد کاتاگوری دوستان صمیمی پادگان تکمیل می شود. بی راه نگفته بودند ملت!

۶- دلم بدجوری هوای بیرون رفتن از تهران را کرده. مدت های مدیدی است (درحدود همین ۲ ماه آموزشی) که حتی برای سفر کاری هم از این خراب شده بیرون نرفته ام و زندگی ام عجیب یکنواخت شده. خوشم که ۸-۷ روزی بیش تر نمانده از این آموزش اجباری و ... تمام!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 23:7 توسط بچه فنی |


بگذار تا شرابی٬ بخوریم گاه گاهی
برویم شامگاهی
      پی آن همیشه دلبر
           سرم از همیشه خوش تر!

که بگیرمش در آغوش
     و لبان تشنه ام را
            بنمایم اینچنین٬ تر ... 

بگذار تا شرابی٬ بخوریم گاه گاهی
بگذار تا بگویند
     همه مردمان ـ در بند
            که بود چنین مرامی
                    آشکارا گناهی!

«بگذار تا گناهی٬ بکنیم گاه گاهی» ...

بهمن ماه ۱۳۸۷

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 18:10 توسط بچه فنی |


در پست قبل٬ یکی از مهمترین عبارات مختصر در بخش دوم دایره المعارف صفر یک٬ از قلم افتاد که در این پست تکمیلی به آن خواهم پرداخت:

*****

آش (Aash):
غذای سنتی آبدار ایرانی که به اقسام مختلف با حبوبات، سبزیجات، برنج، گوشت وغیره طبخ می شود. محبوب ترین انواعش، آش رشته و آش شلقلمکار است. نذری و پشت پایش معروف است. غذایی که «کشک» وجودش را و محبوبیت اش را مدیونش است!

آش (Aash):
معجونی که در پادگان به تحت آموزش ها می دهند و نام غذا بر آن می نهند. انواع غذاهای طبخ شده در پادگان که شکل ظاهری شبیه به آش دارد شامل قیمه، قرمه سبزی، عدسی، و حتی سوپ! غذایی که دانشجوی تحت آموزش با خوردن آن به درجه ی رفیع «آشخور» ای می رسد. غذایی که در آن به جای ادویه از کافور استفاده شده است. مخلوطی که در سلف آنرا توزیع می کنند و معمولا به میزانی است که فقط ضعف دل را برطرف کند.

آش (Aash):
آشپزخانه. محل طبخ غذای پادگان. سالنی مخوف که تنها چیزی که در آن وجود ندارد بهداشت است. از معدود عبارات مختصر مصرفی در پادگان که کمی دلنشین است. محل گرفتن ته دیگ از آشپز شیفت شب در شب های نگهبانی!

+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 22:3 توسط بچه فنی |


همگی عادت داریم در گفتگوهای محاوره ای روزانه مان از عبارات و اصطلاحات خلاصه و مختصر استفاده کنیم. به کار بردن این اصطلاحات (که عموما در اذهان مردم تعاریف مشخصی دارند) سخن را کوتاه می کند و در حالت نوشتاری (ی عامیانه) کمک حال نویسنده است.
در ارتش نیز به دلیل کوتاه کردن و ساده سازی برخی اسامی طولانی و عبارات چند کلمه ای از این تکنیک به کرات استفاده می شود. بعضی از این عبارات، عمومی است و خیلی ها که حتی به سربازی نرفته و نخواهند رفت نیز به لطف صدا و سیما معنی شان را می دانند ولی با برخی دیگر، تنها نظامیان و سربازان وطن آشنایند. هدف از تهیه ی بخش دوم این فرهنگ لغات آشنایی بیشتر قشر عموم با قسم دوم عبارات مختصر رایج در ارتش است:

*****

آجا (Aajaa):
ارتش جمهوری اسلامی ایران. عالی ترین ارگان نظامی کشور. متشکل از نیروی زمینی، هوایی و دریایی. به دلیل زیباتر شدن نوشتاری و خوانداری کلمه از یک کلاه ناقابل در الف اولیه استفاده شده است و این جاگذاری هرگز به معنی کلاه رفتن بر سر ارتش مقتدر نمی باشد.

نزاجا (Nezaajaa):
نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران. بزرگترین نیروی پیاده وطنی. سایر کلمات  هم وزن جهت استفاده در اشعار به عنوان قافیه: نهاجا، نداجا، سماجا، ناجا!

مرآ 01 (Maraa01):
مرکز آموزشی صفر یک. علمی ترین مرکز آموزشی نیروی زمینی ارتش. محل توزیع آش. هتل صفر یک. از دید سربازان 02 ، 06 و سایر سربازان جزء، صفر یک هتلی است که در ان تحت آموزش ها، تحت نوازش قرار می گیرند! اجتماعی متشکل از تعدادی آش خور باسابقه و بی سابقه. یکی از قدیمی ترین مراکز آموزشی نیروی زمینی ارتش. معمولا در ترکیب با کلمه ی «نزاجا» به کار می رود: مرآ 01 نزاجا: مرکز آموزشی صفر یک نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی.

آس (Aas):
آسایشگاه. خوابگاه. محل تعویض و پوشیدن لباس. محل اجرای خاموشی و بیدارباش. هر یگان دو آسایشگاه دارد که افسران بر اساس حروف الفبا تحت آموزش ها را به تعداد مساوی (در حدود 50 نفر در هر آس) در آن دو تقسیم می کنند. دانشجو در آسایشگاه صاحب یک طبقه از یک دستگاه تخت دوطبقه و همچنین یک کمد می شود. معمولا رفاهی ترین امکانات موجود در هر آس، یک دستگاه تلویزیون و دو دستگاه کولر/بخاری است. در یکی از کنج های هر آس محدوده ای در حدود 5 متر مربع به نمازخانه و قفسه ی قرآن، کتب مذهبی و دعا اختصاص داده شده است.

ل.و. (Le. Ve):
لیسانس وظیفه. آش خور وظیفه. بدبخت. مفلوک. حیف نان و جیره ی ارتش! کافور خور. بیکار. علاف. بچه پررو. کسی که قرار است پس از اتمام دوره ی آموزشی اش آدم شود! تازه (ویا کهنه) فارغ التحصیل ای که از سر بیچارگی و اجبار به خدمت مقدس سربازی آمده است. کسی که تا دیروز قدر وقت اش را نمی دانسته است. سرباز بی درجه. تحت آموزش. به قول ارتشیان «دانشجو». سایر ترکیبات مشابه: پ.و.: پزشک وظیفه، ف.ل.و.: فوق لیسانس وظیفه، ف.د.و.: فوق دیپلم وظیفه.

برنامه سین (Barnaame-Ye-Sin):
برنامه ی ساعت روزانه. ترتیب اجرای اوامر. چیدمان بدبختی! اعلام نحوه ی عملی اتلاف وقت یک تحت آموزش. جدولی نامحبوب که در آن ساعات برنامه ی روزانه دانشجویان از ابتدای صبح (5 بامداد – بیدارباش) تا انتهای شب (9:30 شب – قرق و خاموشی) به تفکیک ارائه شده است.

عس (As):
عقیدتی - سیاسی. اتاق فکر. سالن استراحت! ارگانی که نامش لرزه بر ارتش دشمن می اندازد و معمولا با پیشوند «دایره» نامیده می شود: دایره ی عقیدتی – سیاسی. ارگانی (در همه جا و) در ارتش که به دانشجویان یاد می دهد سیاست در عین حال که چیز خوبی نیست٬ از دین هم جدا نیست!

حاوابه (Haavaabe):
حفاظت اطلاعات وابسته به. ارگان اطلاعاتی هر پادگان. قسمتی که از ابتدائی ترین وظایف اش دانستن کوچکترین و جزئی ترین اطلاعات زندگی خصوصی سربازان است. معمولا در ترکیب با عبارت «مرآ 01 نزاجا» به کار می رود: حاوابه مرآ 01 نزاجا: حفاظت اطلاعات وابسته به مرکز آموزشی صفر یک نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی.

پش (Posh):
پشتیبان. پشتیبانی کننده. کسی که به پشت علاقمند است و از پشت وظیفه ی سازمانی اش را انجام می دهد! نیروهایی که تفاوتی میان قزوین و تهران نمی بینند. گروه تدارکات که از پشت همه چیز را تدارک می بیند و مشکلات احتمالی را از سر راه بر می دارد. معمولا گروه پشتیبانی و خدمات از نیروهایی تشکیل شده است که بدلیل اثر تخریبی کافور (و جهت جلوگیری از سستی در انجام امور محوله)، از غذاهای پادگان استفاده نمی کنند! معمولا در عبارات طولانی استفاده می شود: ستاد پش و خ نزاجا: ستاد پشتیبانی و خدمات نزاجا،  ف آماد و پش نزاجا: فرماندهی آماد و پشتیبانی نزاجا.

ش. م. هـ. (Shin. Mim. He):
شیمیایی، میکروبی، هسته ای. خیلی خطرناک. بسیار کشنده. کلیه ی اقلام و وسایلی که مربوط به ایجاد انواع آلودگی شیمیایی، میکروبی، هسته ای و یا جلوگیری از آثار مخرب آن می شود. اقلام معمول: ماسک ش. م.هـ. ، لباس ش.م.هـ. ، جعبه ی کمک های اولیه ی ش.م.هـ.

لجمن (Lajman):
لبه ی جلوئی منطقه ی نظامی (نبرد). خط مقدم. خط آتش. ته دنیا. خطرناک ترین مکان در جنگ ها. اصطلاحی که افسران آموزش علاقه ی زیادی به استفاده از آن در کلاس های تئوری دارند.

+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 8:14 توسط بچه فنی |
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی