همیشه ابرها را دوست داشته ام...
انگار آدم می تواند سوارشان شود و برود آن دور دورها... به دور از هیاهوی جوامع شهری:



محور مواصلاتی ارومیه - سلماس - اسفند ۱۳۸۷ - سونی تی ۱۰۰ .
«روزنامه، منزلگاهی دیگر، برای کاروانی از اهل فرهنگ است که سالهاست همراه یکدیگر، به طی طریق می پردازند. بسا راه های بی انتها که مقصد و مقصودشان جز همراهی و همسفری نیست. در این طریق، البته، منزلگاههای دیگری نیز پیش روست و چشم اندازِ راهِ درازِ پیشِ رو، راه پیموده را ناچیز می نمایاند. آری، این پایان کار نیست. این حتی آغازی بر یک پایان نیست؛ اما شاید پایان یک آغاز باشد.»

http://roozname.org/
عرض نکردم انتخابات نویسی های ما زودتر از موقع شروع شده است ؟ بفرمایید: میرحسین هم آمد!
خبری که از مدت ها قبل زمزمه هایش شنیده می شد و با اعلام حضور رسمی خاتمی، رنگ و لعابش را از دست داده بود، اکنون به یکی از جنجالی ترین اخبار روز مخصوصا در اردوها و اردوگاه های اصلاح طلبان تبدیل شده است. برخی بعد از شوک انتشار این خبر به کما رفته اند و میان برخی از ستادی ها نیز غوغا برپاست. عموم اصلاح طلبان واکنش منفی نسبت به این خبر نشان داده اند و در جلسات و بیانیه ها و وبلاگ های شان به تندی (و بعضا عدم رعایت اصول اخلاقی) با این موضوع برخورد کرده اند و انواع اتهامات را به شخص میرحسین وارد کرده اند و از او پاسخ خواسته اند. صحبت اصلی شان هم حول چرایی ورود میرحسین به عرصه، بعد از بیست سال و البته بعد از اعلام حضور خاتمی می گردد و از آن تعبیر به دهن کجی به خاتمی و یارانش و همچنین توافق پنهانی با دولتمردان حاکم و شخص رهبری می کنند.
از آنجایی که به دلیل پیچیدگی و مبهم بودن بسیاری از زوایای تصمیم میرحسین در این برهه ی زمانی، شناسایی تمامی آنها نیازمند زمان بیشتر و مطالعه ی کنش ها و واکنش های مربوط به این موضوع در روزهای آینده است، فعلا اظهار نظری در این خصوص نمی کنم و آنرا به آینده موکول می کنم. فلذا این نوشته را با ذکرچند نکته در ابن تصمیم دیرهنگام میرحسین به اتمام می رسانم:
1- بهتر است در کنار قضاوت نسبت به تصمیم میرحسین (صرفنظر از درستی یا نادرستی اش) این را هم ببینیم که چرا او که در سال 76 و از آن مهمتر در سال 84 راضی به این کار نشد امروز به این خواسته ی هوادارانش تن در می دهد؟ آیا غیر از این است که از قدیمی ترین دولتمردان تا جدیدترین شان و از خاص ترین افراد تا عام ترین، بر سر تعویض دولت فخیمه ی حاکم اتفاق نظر یافته اند و میرحسین هم مثل دیگران خودش را مسوول می داند و حتی در این راه از شرط و شروط اش برای کاندیدا شدن دست کشیده است؟ آیا این همگرایی اتفاق کوچکی است؟ آیا بهتر نیست با موضع گیری های پخته تر از واگرایی احتمالی جلوگیری کنیم و درهمان دور اول انتخابات، کار را یکسره کنیم؟
2- حال که همگرایی عمومی ملت ایران بر رهایی از شر تیم و افکار حاکم دردولت نهم بر ملت ایران دور می زند، باید با برنامه ریزی های منسجم تر از این پتانسیل استفاده ی بهینه کرد و تصور من بر این است که کاندیداهای اصلاح طلب پیش از ورود به عملیات این برنامه ریزی ها را تاحدودی انجام داده باشند. (و البته امیدوارم که تصورم درست باشد!)
3- از مدت ها قبل در محافل سیاسی صحبت بر این بود که چون کروبی در مقابل خاتمی موضع گیری و اعلام عدم کناره گیری کرده است، و از طرفی با توجه به اینکه نسبت به میرحسین احساس احترام و رودربایستی بیشتری (نسبت به خاتمی) دارد، با اعلام ورود رسمی میرحسین و داغ تر شدن تنور انتخابات، ریش سفیدترها می توانند این پیشنهاد را مطرح کنند که هر دوی آنها (خاتمی و کروبی) به نفع میرحسین کنار رفته و ستادهای انتخاباتی شان هم به نفع میرحسین ادامه فعالیت کند. این اتفاق ضمن جمع آوری حداکثر آراء در دوره ی پیش از انتخابات و مشارکت حداکثری جهت تعویض دولت فعلی، از رفتن انتخابات به دور دوم جلوگیری می کند و همچنین آینده ی کاری دولتی که اینگونه تشکیل شده باشد نیز، به جهت استفاده از تمام نیروهای کارامد می تواند روشن باشد. ضمن اینکه هدف اصلی تر که تعویض قدرت است انجام می پذیرد.
4- میرحسین فرد هوشمندی است. گرچه با نوع ادبیات اش در بیانیه ی اعلام حضور در انتخابات و بازگشت پررنگ به اندیشه های امام و انقلاب مخالفم ولی احتمالاتی در باب چرایی استفاده از این ادبیات می دهم.
5- هنوز موضع گیری رسمی از طرف جناح حاکم و تریبون غیررسمی اش (روزنامه ی کیهان) در خصوص تصمیم میرحسین صورت نگرفته است. گویا آنها در این مورد هوشمندانه تر عمل کرده اند و بی شک در حال بررسی مکاتبات و مراودات تیم های مختلفند. باید نظرات و آراء آنها را هم دید و خواند.
----------------------------------------------------------------------------------------
نوشته های مرتبط: + و + و + و + و + و + و + و + و + .
در انستیتو مصالح ساختمانی دانشگاه تهران رفیقی داریم به اسم فرید خان مرادی. این فرید خان (که نسبت به ایشان، ارادت مان به غایت زیاد است) درباره ی این «ادامه ی داستان» خدمت مقدس ما به وطن می گوید: «همه می رن به زور امریه جور می کنن که از شهرستان بیان تهران و کنار خونه زندگی شون باشن، اونوقت این (اشاره به شخص شخیص و البته حقیر بنده!) از تهران رفته امریه گرفته واسه ی معدنش» !
بله ! ... و این شد ادامه ی ماجرای خدمت مقدس ما : مامور به خدمت در سازمان صنایع و معادن استان آذربایجان غربی - اداره کل شهرستان خوی. لابد حکمتی پشت داستان است دیگر!
کارمان چند روزی است با یک میز و یک صندلی شروع شده و قرار شده با آمدن مان بخش معدنی اداره را پویا کنیم! در گیر و دار آشنا شدن با وظایف خطیر! محوله در اداره و شناسایی نقاط سوق الجیشی جهت پیچمان از (حتی یک روز) خدمت مقدس، باخبر شدیم امروز جناب مستطاب مهدی کروبی به اتفاق اذناب قدیمی و جدیدش جهت انجام یک دیدار مردمی که اصلا هم با نیت انتخاباتی تدارک دیده نشده! عازم آذربایجان غربی (و شهرستان خوی) شده است. این بود که با تنی خسته از کار طاقت فرسای! اداره متبوع مان و البته روحی امیدوار به آبادانی وطن به این دیدار غیرانتخاباتی رفتیم و اینگونه بود که نگارش پست های انتخاباتی مان، کمی زودتر از آنچه برایش برنامه ریزی کرده بودیم آغاز شد:
زمان: دوشنبه 19/12/1387 ساعت 16
مکان: شهرستان خوی – مسجد سیدالشهداء
نکات قابل توجه دیدار صمیمانه:
1-همانطور که ابراهیم نبوی نیز چندی پیش به سید محمد خاتمی توصیه کرده بود، بهتر است خاتمی (یا میرحسین) بعد از انتخاب شدن، حتما از وجود مهدی کروبی در کابینه استفاده کند. بالاخره ایشان فرزند انقلاب است و البته با توجه به اوضاع نامناسب جسمانی، بعید است دیگر توان تجربه ی حضور در کابینه های بعدی را داشته باشد.

2- بازهم جهت اطلاع رییس جمهور آینده عرض می کنم که سعی کند از آشیخ مهدی کروبی بیشتر در سمت هایی که با نوشتن و بیانیه دادن و جوابیه صادرکردن سر و کار دارد استفاده کند و امور گفتاری را از مسوولیت های ایشان فاکتور بگیرد. گویا قرار است در این دوره کمی از آبروی رفته مان را برگردانیم.

3- امیدوار بودم سنت غلط و بسیار زشت عوامفریبی از طریق انجام کمک های ناچیز مالی (در حد 30 هزار تومان) با اتمام دوره ی ننگین ریاست احمدی نژاد بر کشور، برای همیشه از حافظه ی ایرانیان محو شود. اما گویا این قصه سر دراز دارد...


بالاخره این مرخصی پایان دوره مان هم تمام شد و از فردا باید برویم دنبال ادامه ی داستان!
پروردگارا!
اگر در زندگی به آنچه آرزو دارم نمی رسم٬ به این دلیل نیست که تو نخواسته ای به دعاهای من پاسخ دهی! بلکه به این علت است که آنچه در زندگی به آن فکر می کنم٬ می گویم و عمل می کنم٬ برخلاف آن چیزی است که آرزو دارم به آن برسم.
پروردگارا!
می دانم که باید با تو بگویم و همه چیز را از تو بخواهم. می دانم که می توانم با اراده ای که تو به آدمی عطا کرده ای از دریای عظیم فراوانی ها و نعمات به آنچه آرزویش را دارم برسم. یاری ام کن!
پروردگارا!
بابت تمام داده ها و نداده هایت شکر!
این اطراف تهران عجب آب و هوایی دارد برای رفتن یک روز تعطیل و گذران عمر!
طالقان و کردان و برغان٬ جاجرود و لواسان...

ویلاسازی در دامنه ی جاجرود - زمستان ۱۳۸۶ - سونی تی ۱۰۰
۱- پنجم اسفند است. روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی و «روز مهندس».
به همین مناسبت علیرغم ترافیک سنگین امشب خیابان ها٬ کمی زودتر به منزل آمدم تا سریع تر «روز مهندس» را به همه ی مهندسان ایرانی و مخصوصا بچه فنی ها٬ که لذت ریاضی۱ ٬ استاتیک و مقاومت مصالح پاس کردن را چشیده اند تبریک بگم.
بیل و کلنگ و کاردک
سیمان و سنگ و آهک
آسفالت گرم و غلتک
روز شما مبارک !
۲- دیروز و امروز یک اتفاق عجیب افتاد! در ماه های اخیر و به صورت معمول تعداد بازدیدهای روزانه ی وبلاگ بچه فنی بسته به اینکه به روز بوده باشد یا خیر٬ مابین ۲۰ الی ۹۰ نفر بود... تا اینکه دیروز به یکباره تعداد ۱۸۷ بازدید و امروز هم تا الان (که هنوز ساعت به ۲۱ نرسیده است) تعداد ۴۸۶ بازدید به ثبت رسیده است!
داشتم کم کم ذوق مرگ می شدم که دوست عزیزم احمد از خواب ناز درم آورد و تذکر داد که علت چیست! به دلیل وجود پست تبریک «روز مهندس» سال گذشته در وبلاگ بچه فنی٬ در جستجوی عبارت «روز مهندس» در سایت گوگل٬ وبلاگ بچه فنی به عنوان چهارمین لینک ظهور پیدا کرده است! :

لینک پست تبریک روز مهندس سال گذشته:
http://bachefanni.blogfa.com/post-137.aspx
و اینگونه بود آنچه شد! رفقا مجددا روز مهندس تان مبارک !
۳- همیشه با کسانی که مطلقا معتقدند نباید تجارب دیگران را تکرار کرد مشکل داشته ام. همیشه دوست داشته ام چیزهای جدیدی را خودم تجربه کنم. امروز هم یکی از این تجارب نه چندان ذیقیمت٬ منجر به پیدا کردن یک دوست بسیار خوب برایم شد. سرش سلامت! زنده باد پراید! زنده باد تجربه! زنده باد مهندس!
------------------------------------------------------------------------------
بعد از تحریر: رکورد بازدید ۵۲۷ ثبت شد.