بگذار تا شرابی٬ بخوریم گاه گاهی
برویم شامگاهی
پی آن همیشه دلبر
سرم از همیشه خوش تر!
که بگیرمش در آغوش
و لبان تشنه ام را
بنمایم اینچنین٬ تر ...
بگذار تا شرابی٬ بخوریم گاه گاهی
بگذار تا بگویند
همه مردمان ـ در بند
که بود چنین مرامی
آشکارا گناهی!
«بگذار تا گناهی٬ بکنیم گاه گاهی» ...
بهمن ماه ۱۳۸۷