عرض نکردم انتخابات نویسی های ما زودتر از موقع شروع شده است ؟ بفرمایید: میرحسین هم آمد!
خبری که از مدت ها قبل زمزمه هایش شنیده می شد و با اعلام حضور رسمی خاتمی، رنگ و لعابش را از دست داده بود، اکنون به یکی از جنجالی ترین اخبار روز مخصوصا در اردوها و اردوگاه های اصلاح طلبان تبدیل شده است. برخی بعد از شوک انتشار این خبر به کما رفته اند و میان برخی از ستادی ها نیز غوغا برپاست. عموم اصلاح طلبان واکنش منفی نسبت به این خبر نشان داده اند و در جلسات و بیانیه ها و وبلاگ های شان به تندی (و بعضا عدم رعایت اصول اخلاقی) با این موضوع برخورد کرده اند و انواع اتهامات را به شخص میرحسین وارد کرده اند و از او پاسخ خواسته اند. صحبت اصلی شان هم حول چرایی ورود میرحسین به عرصه، بعد از بیست سال و البته بعد از اعلام حضور خاتمی می گردد و از آن تعبیر به دهن کجی به خاتمی و یارانش و همچنین توافق پنهانی با دولتمردان حاکم و شخص رهبری می کنند.
از آنجایی که به دلیل پیچیدگی و مبهم بودن بسیاری از زوایای تصمیم میرحسین در این برهه ی زمانی، شناسایی تمامی آنها نیازمند زمان بیشتر و مطالعه ی کنش ها و واکنش های مربوط به این موضوع در روزهای آینده است، فعلا اظهار نظری در این خصوص نمی کنم و آنرا به آینده موکول می کنم. فلذا این نوشته را با ذکرچند نکته در ابن تصمیم دیرهنگام میرحسین به اتمام می رسانم:
1- بهتر است در کنار قضاوت نسبت به تصمیم میرحسین (صرفنظر از درستی یا نادرستی اش) این را هم ببینیم که چرا او که در سال 76 و از آن مهمتر در سال 84 راضی به این کار نشد امروز به این خواسته ی هوادارانش تن در می دهد؟ آیا غیر از این است که از قدیمی ترین دولتمردان تا جدیدترین شان و از خاص ترین افراد تا عام ترین، بر سر تعویض دولت فخیمه ی حاکم اتفاق نظر یافته اند و میرحسین هم مثل دیگران خودش را مسوول می داند و حتی در این راه از شرط و شروط اش برای کاندیدا شدن دست کشیده است؟ آیا این همگرایی اتفاق کوچکی است؟ آیا بهتر نیست با موضع گیری های پخته تر از واگرایی احتمالی جلوگیری کنیم و درهمان دور اول انتخابات، کار را یکسره کنیم؟
2- حال که همگرایی عمومی ملت ایران بر رهایی از شر تیم و افکار حاکم دردولت نهم بر ملت ایران دور می زند، باید با برنامه ریزی های منسجم تر از این پتانسیل استفاده ی بهینه کرد و تصور من بر این است که کاندیداهای اصلاح طلب پیش از ورود به عملیات این برنامه ریزی ها را تاحدودی انجام داده باشند. (و البته امیدوارم که تصورم درست باشد!)
3- از مدت ها قبل در محافل سیاسی صحبت بر این بود که چون کروبی در مقابل خاتمی موضع گیری و اعلام عدم کناره گیری کرده است، و از طرفی با توجه به اینکه نسبت به میرحسین احساس احترام و رودربایستی بیشتری (نسبت به خاتمی) دارد، با اعلام ورود رسمی میرحسین و داغ تر شدن تنور انتخابات، ریش سفیدترها می توانند این پیشنهاد را مطرح کنند که هر دوی آنها (خاتمی و کروبی) به نفع میرحسین کنار رفته و ستادهای انتخاباتی شان هم به نفع میرحسین ادامه فعالیت کند. این اتفاق ضمن جمع آوری حداکثر آراء در دوره ی پیش از انتخابات و مشارکت حداکثری جهت تعویض دولت فعلی، از رفتن انتخابات به دور دوم جلوگیری می کند و همچنین آینده ی کاری دولتی که اینگونه تشکیل شده باشد نیز، به جهت استفاده از تمام نیروهای کارامد می تواند روشن باشد. ضمن اینکه هدف اصلی تر که تعویض قدرت است انجام می پذیرد.
4- میرحسین فرد هوشمندی است. گرچه با نوع ادبیات اش در بیانیه ی اعلام حضور در انتخابات و بازگشت پررنگ به اندیشه های امام و انقلاب مخالفم ولی احتمالاتی در باب چرایی استفاده از این ادبیات می دهم.
5- هنوز موضع گیری رسمی از طرف جناح حاکم و تریبون غیررسمی اش (روزنامه ی کیهان) در خصوص تصمیم میرحسین صورت نگرفته است. گویا آنها در این مورد هوشمندانه تر عمل کرده اند و بی شک در حال بررسی مکاتبات و مراودات تیم های مختلفند. باید نظرات و آراء آنها را هم دید و خواند.
----------------------------------------------------------------------------------------
نوشته های مرتبط: + و + و + و + و + و + و + و + و + .