تبليغاتX
بچـــه فنـــی - صلبیت!


دست و دلم به هیچ کاری نمی رود این روزها. کاملا صلب شده ام. همان بلایی سرم آمده است که تمام سالیان درس و دانشگاه و بعد از آن ازش گریزان بودم: کارمندی، یکنواختی، جمودیت. درست است که برای گذراندن این خدمت «واقعا مقدس»، کارمندی بهترین گزینه است و مزایایی هم دارد، ولی تمام ذلت و مصیبتی که از یک زندگی کارمندی تصور می کردم و همیشه از آن فراری بودم، به یکباره بر سرم ریخته است...
اضافه کنید به این یکنواختی، ترکش های کاری پیش از عید را و چک های برگشتی مشتریان را و هزار و یک زهر عقرب دیگر را. می دانم بالاخره تمام می شود و بعدش تنها یک خاطره باقی می ماند، ولی نمی دانم کی؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:42 توسط بچه فنی |
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی